تبلیغات
♥ فقط لئو ♥ - داستان زهره ترک شدن تینا
 
♥ فقط لئو ♥
♥ ilove leo♥
درباره وبلاگ


سلام،به دوستای گلم!
*به وبلاگم خیلی خوش اومدین*
من:لئو(تینا)هستم!
12سالمه وازاسمم معلومه که،عااااااااااااااااااااااااشقه لئوام...
وبراش میمیرم!
واینکه دوست دارم منولئوصداکنین!
باتبادل لینکم موافقم...
حالابگذریم،امیدوارم تووبلاگم بهتون خوش بگذره!
اگرم که این وب مشکلی داشت،بهم بگین تادرستش کنم!
مااینجانویسندگان گلی هم داریم که هرکدام ازمابراتون مطالب جدیدوخوبی ازهر4لاکپشت محبوب میذاریم!
هرروزسربزنین چون ماتندتندآپ میکنیم!
درضمن نظرم زیادیدین!
کپی هم ممنوعـــــــــــــــــــــه!
موفق باشین وبای.

مدیر وبلاگ : لئو :
نظرسنجی
کدوم شخصیتو توکارتونTMNTبیشتردوست دارین؟













پنجشنبه 5 دی 1392 :: نویسنده : لئو :

1داستان ترسناکه...

بروادامه....

 

 
امروزتو1سایت نوشته بود:

کلیک کن بازیه اختلاف پیداکردنه اونم5تا،بعدمن زدم،بعداز1دیقه که داشتم اختلافاروپیدامیکردم یهویک
 
تصویرجنیه قرمزه متحرک اومد....
بعدمنم اسپیکرموحواسم نبوده تااخرش برده بودم..
 
صداشم وحشتناک بودبخداا...
 
اصن انتظارشونداشتم...

همچین که اومد ازروی صندلی افتادمو ازتواتاقم فرارکردم و جیغ زدم...
 
دراین حال مامانمم ترسیدوگفت:
چه خبرته!
 
گفتم:
 
o...oتاقم...
 
مامانم گفت:
 
اتاقت چی؟چرااینقدصداهای گوش خراش میاد؟
 
گفتم:
 
او..اونجا...
 
مامانم رفت تواتاقمو1تصویروحشتناک دید..
 
نزدیک بودخودشم غش کنه!
 
ولی باشجاعت هرچه تمام رفتواون سایتوبستواسپیکرم خاموش کرد....عکس های متحرک انیمیشنی، انیمه، کمیک و مانگا
 
بعدمن ازش تشکر کردم
 
ولی مامانم باحالت بدی بهم نگاه میکردانگارکه میخواست بگه:
 
این چه کاری بوداخه؟...عکس های متحرک انیمیشنی، انیمه، کمیک و مانگا
 
منم سرموانداختم پایینودوباره اومدم تواتاقم...اونم باناراحتی...عکس های متحرک انیمیشنی، انیمه، کمیک و مانگا
 
خلاص اینکه
خیلییییییییییی بدبود...
 
اتفاقاچندروزپیش تواینترنت،توگوگل که سرچ میکردم اینودیدم:
 
 
وبهش خندیدم!
 
ولی حالااین بلا سرخودم اومد!
 
البته اون عکسی که من دیدم،خیلیییییی وحشتناکوصداداربود....
 
کاش این تصویربود!
 
بخدانزدیک بودمنم بزنم مانیتورموداغون کنم!
 
راستی اگه میخواین این بلاسرشماهم بیادکافیه بریدتواین سایت:
 
 
بای...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:33 ق.ظ
Hello to every one, it's really a fastidious for me to visit
this web site, it includes precious Information.
چهارشنبه 11 دی 1392 08:05 ب.ظ
ﺁﺧﯽ،الهی

لئو :راستی عزیزم ادرسش اینه:بروبترس:
http://hastiii2000.blogfa.com/
پست:
مانیتوروتمیزکن!!!
نمیری فقط1وقت؟!
چهارشنبه 11 دی 1392 07:19 ب.ظ
ﺑﺮﻭ ﺑﯿﺎﺭ.ﻣﻨﻢ ﺗﻮﯼ (ﺭﻭﺯ)ﺑﺮﻡ ﺑﺒﯿﻨﻢ




لئو :باش...
ولی هنوزم که به فکرشومیکنم،میترسم..
سه شنبه 10 دی 1392 04:23 ب.ظ
قالبمو چی کار کنم
لئو :نظرسنجی بگیر..
سه شنبه 10 دی 1392 03:14 ب.ظ
داستانمو نوشتم
لئو :اورین!
الان اومدممم...
دوشنبه 9 دی 1392 09:45 ب.ظ
ﺳﺎﯾﺘﺶ ﭼﯽ ﺑﻮﺩ؟ﺑﺮﯾﻢ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯﯾﻢ.ﺯﻫﺮﻩ ﺗﺮﮎ ﺑﺸﯿﻢ ﺷﺐ ﺧﻮﺍﺑﻤﻮﻥ ﻧﺒﺮﻩ..
لئو :سلام!
اتفاقاازسره همین ترسم بودکه نرفتم ادرسشوبیارم...
خوب اگه میخوایین من برم بیارم...
البته توروز...

اون موقع که من دیدم،شب بود...
یکشنبه 8 دی 1392 11:13 ب.ظ
شاید مسخره باشه
ولی خو بچه بیدم
من هنوز حسی که اون موقع داشتم رو دارم
خیلییی ترسناک بید
هنوزم دلم موخواد یه سیلی آبدار به پسرعموم بزنم تا ادب بشه
لئو :هه!
حتمااینکاروبکن!

یکشنبه 8 دی 1392 11:11 ب.ظ
یه بار پوست پرتغال گذاشتیم روی بشقاب.فقط یه پوست پرتغال
قرار بید یه جن بیاد و پرتغاله رو ورداره.البته اون جنه همون پسرعموم بید؛اگرچه ما نمیدونستیم کاره اون بید.باور میکردیم جن وجود داره.
خب بعدش چراغا رو مثله همیشه خاموش کردیم.خیلی تاریک بید.بعد منو دخترعموهام و پسر عموهام به هم میچسبیدیم و منتظر میموندیم.
چراغا رو دوباره روشن کردیم پرتغال غیب شد.
بعد دوباره خاموش و روشن کردیم و پرتغاله برگشت.
ولی باره سوم که قراره پرتغاله غیب بشه،یهو پسرعموم نعره زد و با بالش زد تو سرمون
منم فکر کردم جنه میخواد منو بخوره بعد یه جیغ بنفش کشیدم و خواستم برم بیرون یهو سرمو کوبوندم به دیوار.
لئو :
اخیییی..عزیزم!
یکشنبه 8 دی 1392 11:01 ب.ظ
راستش...
وقتی کوچیک بیدم
هر وقت من و کل دخترعموهام و پسرعموهام اصلا همه ی بچه های فامیل،دور هم جمع میشدیم.جن بازی میکردیم.
یه بار که خواستیم بازی کنیم،خیلی وحشتناک بید
لئو :O_O!
یکشنبه 8 دی 1392 04:23 ب.ظ
پووووووف مرده گنده خجالت نمیکشه کامپیوترو پوکوند
لئو :نهههههههه!
سلوم!
شنبه 7 دی 1392 06:40 ب.ظ
خوب برین پست بعد
لئو :کوزااااااااااااااااااا؟!
شنبه 7 دی 1392 06:40 ب.ظ
دیدی تورو خدا
همه میگن جن یا هیولا وجود نداره ولی همشون یهو میان جلو چشم ادم
لئو :دقیقااااااا!
شنبه 7 دی 1392 06:39 ب.ظ
و بخاطرش محکم با کله خوردم تو دیوار
لئو :
منم نزدیک بودازدیواره های دراتاقم که می گذشتم،بخورم به دیوار..
شنبه 7 دی 1392 06:35 ب.ظ
اشکال نداره منم یه بار این اتفاق برام افتاد
سکته ی ناقس زدم

لئو :من سکته ی قلبی زدم!
شنبه 7 دی 1392 06:33 ب.ظ
خخخخخخخخخ
خیلی باحال بود مردم از خنده
لئو :هیییییییی..!
شنبه 7 دی 1392 03:17 ب.ظ
اوووووووووووووووووووووخی عزیزم اشکال نداره وضع منم بهتر از تو نیست تو ی پستم نوشتم
حالا تو ناراحت نباش
لئو :مرسی ازدلداریت گلم!
جمعه 6 دی 1392 08:37 ب.ظ
مایکی راست میگه
اکشال نداره
بالاخره تموم شد
لئو :اوه مرسی گلم...
راستی میدونی...
بایدامم...15تادیه نظربدی تافرمتونشون بدم وعضوبشی!
جمعه 6 دی 1392 10:09 ق.ظ
مطمئی کهترسناک بود چون ممکنهمن کابوس بببینم راستی آهنگ وبت خیلی قشنگه من توی اون یکی سایتت رفتم
لئو :مرسیی گلم!
راستی وب نداری؟
پنجشنبه 5 دی 1392 11:34 ب.ظ
خخخخخ اینو تو تلویزیون دیدم خعلی باحالهههههه ای کاش برا منم پیش بیاد
لئو :نهههههههههه!اتفاقاچندروزپیش1تصویردیدم وبهش خندیم حالابراخودم پیش اودم...
الان برات فیلمشومیذارم!
پنجشنبه 5 دی 1392 11:33 ب.ظ
اوخخخخی اشکال نداره
لئو :مرسی!
ولی خیلییی...بدبود!
پنجشنبه 5 دی 1392 08:16 ب.ظ
ای وای
لئو :اِ..
سلام!
اره خیلی ترسناک بود...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بزرگترین چت روم فارسی
كد موسیقی برای وبلاگ



ابزار پرش به بالا

کد تغییر شکل موس


زیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگ